شهر خفتگان در‌ نفرین جادوگر پیر که در حقیقت ادامه‌ی داستان شهر خفتگان در گردنبند جادویی است، رمانی فانتزی است. شخصیت اصلی این داستان مامور شده است تا به سفری در زمان داشته باشد و به دورانی برود که در آن باید با غول‌های عجیب و غریب بجنگد. او می‌خواهد حق تمام مردم سرزمینش را بگیرد اما جادوگرهای شهر خفتگان در تلاش هستند تا با تهیه‌ی معجونی عجیب، او را هم گروه خودشان بکنند. کشمکش میان قهرمان داستان و تلاشی که برای از بین بردن نیروی شر و رسیدن به حقوجود دارد، درونمایه‌ی این کتاب است.

کتاب شهر خفتگان در‌ نفرین جادوگر پیر می‌تواند توجه نوجوانانی که علاقه‌مند به خواندن داستان‌ها و رمان‌ها تخیلی و فانتزی هستند را به خود جلب کند.

جملاتی از کتاب «شهر خفتگان در‌ نفرین جادوگر پیر»

جادوگر پیر پشت تخت نشسته بود و با غرور به من نگاه می‌کرد که چهار دست و پا جلویش روی زمین افتادم. سرم را بلند کرده و به او نگریستم جادوگر با قیافه‌جدی و اخم‌هایی درهم، به من نگاه می‌کرد، همین که می‌خواست دهانش را باز کند تا چیزی بگوید من پیش‌دستی کردم و گفتم:

«قبل از این‌که بخوای چیزی بهم بگی می‌خوام بدونم چطور تونستی این همه آدم رو تبدیل به یک کوپه شن کنی؟ مگه خودت تو این کشور زندگی نکردی؟ چطور تونستی به کشور و مردمش خیانت کنی؟ از روزی که وارد این دوران شدم فقط به این مورد فکر می‌کنم که تو چجور آدمی هستی…»

او عصای عجیب غریبی را که در دستش داشت را به تختش تکیه داده و متفکرانه به من نگاه کرد و بعد از چند ثانیه بهم گفت:

«چطور تونستم؟ می‌خوای بدونی؟ پس دنبالم بیا…»

اطلاعات اضافی

وزن 0.2 g
ابعاد 21 × 14 × 2 cm
مولف

شابک

ناشر

ویراستار

آزاد تیموری

نظرات

دیدگاهی وجود ندارد

تنها مشتریانی که وارد سایت شده اند و این کالا را خریداری کرده اند می توانند این دیدگاه را ببینند